در پی گلشیری، به فاصلهای کمتر از دو ماه، بامداد را نیز به خاک سپردیم. چه سال بدی بود، چه سال بدی. همخانه خواب و خیال و بیم و امیدمان بودند این عاشقترین زندگان. اینک ماییم و حسرت سحر زبان و رشک موسیقی کلامشان. حدیث سالهای پریشانی ما را اینان سرودند و چراغافروز شب دیجورمان همینان بودند. نثر و شعر ما وامدار این دو بود و در زبان و کلام آنها شوکران غربت و رنج و عشق را جرعه جرعه فرو دادهایم و اینک به تعزیت بامداد شاعر چه میتوانیم بگوییم و بنویسیم؟ هیچ، بیشک صدای رسای بامداد در رثای امید، زیبندهتر از هر گفتار و نوشتاری است که میتوانست به تعزیت او بر زبان و قلم ما جاری شود. از کلام استوار همو مدد میگیریم: … همچنان که مردن چراغ …
فصلنامهی موسیقی مؤسسه فرهنگی هنری شماره 5
نشر و نمو یک نشریه که گاه به رویش و بالیدن یک گیاه میماند، تلخیها، شیرینیها و دغدغههای بسیار دارد. ماهور نیز با چنین بیم و امیدهایی بالید و به بار نشست و یک ساله شد. گزند تلخیها را باکی نیست، که دل به شادیهای ماندگار، به رویش جوانهها و ترنم ترانهها بستهایم و بیمهایمان را نیاز امیدهایمان کردهایم. مردم بیلبخند را حاجتی جز این نمیتواند باشد. کارنامه ماهور در چهار شمارهای که منتشر شد، در مجموع خوب بود و اهالی و دوستداران موسیقی آن را پسندیدند. برخی روزنامهها و همکاران مطبوعاتیمان نیز هنگام معرفی ماهور، آن را «جذاب و خواندنی»، «با مطالبی نو و وزین»، «با معیارهای حرفه ای» و … یافتند و با اظهار …
فصلنامهی موسیقی مؤسسه فرهنگی هنری شماره 4
روزی رئیس بلدیه تهران رؤسای قسمتهای مختلف بلدیه را برای «کار مهمی» به اتاق خود دعوت کرد. لحظهای بعد همه آنها گوش تا گوش دور میز بزرگی نشسته بودند و به رئیس بلدیه که طول اتاق را ذرع میکرد، چشم دوختند. آن روز رئیس قیافه تازهای به هم زده بود. در عین ناراحتی، راضی و مصمم به نظر میرسید. گاهی رودررو رؤسای بلدیه میایستاد، لبی تر میکرد و با سرفهای سینه را صاف مینمود؛ بعد به کارمندان زیردستش که همچنان او را میپاییدند، چشم میدوخت … یک لحظه مردد میماند و میخواست شروع به صحبت کند، اما انگار پشیمان میشد. دوباره دستهایش را پشت کمرش میگذاشت و شروع به قدم زدن میکرد … این جریان چندین بار تکرار شد …
فصلنامهی موسیقی مؤسسه فرهنگی هنری شماره 3
حتماً این سخن معروف و سنجیده را در توصیف هنر موسیقی شنیدهاید که «هر جا که کلام نتواند پیش رود، موسیقی آغاز میشود». در دیار ما، کار به گونه دیگری است و «هر جا که موسیقی نتواند پیش رود، کلام آغاز میشود». هنر موسیقی هنوز هم در جامعه ما با عطای اندک و جفای بسیار روبروست و بهرغم آنکه حضورش به نوعی تحمل میشود و بنا بر ضرورتهایی مورد حمایت – بیشتر لفظی – نیز قرار میگیرد، اما همچنان میشنویم و میخوانیم که آن را چیزی در ردیف منکرات و لهویات و مفسدهها قلمداد میکنند. صدا و سیما یکی از سازمانهایی است که در این دو دهه اخیر، بیشترین حجم تولید، پخش و اجرای موسیقی و در عین حال، نامناسبترین برخورد را با این هنر داشته است. …
فصلنامهی موسیقی مؤسسه فرهنگی هنری شماره 2
جشنواره موسیقی فجر رویدادی است که یک نشریه موسیقی نمیتواند – و احتمالاً نباید – نادیدهاش بگیرد. این جشنواره هر سال حدود دو هفته هزاران نفر از دوستداران موسیقی را به تالارها و سالنهای محل اجرای برنامههای این جشنواره میکشاند و سبب میشود تا آنها بتوانند چند ساعتی را دور از دغدغهها و دشواریهای زندگی و فارغ از تلاش جانکاه معاش برای بهچنگ آوردن آن نواله ناگزیر، گوش به ترنم نغمه و ساز و آوازی نو بسپارند. برای دوستداران موسیقی در این دیار که به ندرت فرصت دیدن و شنیدن اجراهای خوب زنده موسیقی نصیبشان میشود، این رویداد به هر حال فرصت مغتنمی است که نمیتوان از کنارش گذشت. برای نمونه شاید بتوان ادعا کرد که …
فصلنامهی موسیقی مؤسسه فرهنگی هنری شماره 1
با انتشار نخستین شماره فصلنامه موسیقی ماهور – که اینک پیش روی شما است – برگ دیگری بر کارنامه کمشمار نشریههای ویژه موسیقی و نیز عضو دیگری بر خانواده پرشمار مطبوعات کشور ما افزوده شد. میگویند رشد مطبوعات از نشانههای توسعهیافتگی یک جامعه است. اما این رشد کمی باید رشد کیفی مطبوعات را نیز در پی داشته باشد. به گمان ما اطلاعرسانی و روشنگری یکی از ویژگیهای این رشد کیفی است که بیتردید جامعه را به سمت توسعه فرهنگی هدایت خواهد کرد. مقوله موسیقی در کشور ما گیر و گرههای بسیار دارد. اهل موسیقی دل پردرد و شکوههای بیشمار از مدیران و مسئولان و سیاستگذاران این هنر دارند. هنوز بحث فقهی حرمت و حلیت موسیقی …
فصلنامهی موسیقی مؤسسه فرهنگی هنری شماره 99
در اولین مقاله این شماره، شیما حسن زاده تأثیرپذیری موسیقایی قشقاییها را در آنچه به خوانین و افراد طبقه بالای قشقایی، به عنوان موسیقیدانان غیرحرفهای، مربوط میشود، بررسی میکند و ضمن تأکید بر میزان تأثیرپذیری بالای قشقاییها، نشان میدهد که خوانین علاقهمند به موسیقی یا موسیقیدان تأثیر زیادی در ایجاد تغییرات در موسیقی قشقایی، چه از نظر پذیرش سازهای متعلق به فرهنگ موسیقی کلاسیک ایرانی و فرهنگ موسیقی غربی و چه از نظر فرم اجرا و در هم آمیختن کارگانها و تبدیل آن به یک موسیقی شهری داشتهاند.
کیومرث پورحیدری هم در مقاله «بررسی تاریخی، تجربی و نظری فواصل موسیقی ایرانی، جهت ارائه گام منتظم هجده پردهای و دستان نشانی تار و سهتار» ضمن مطالعه …